خلاصه داستان :
با رفتن بهار، رضا با پسرش تنها میماند. آیا رضا می تواند با پسرش کنار بیاید؟ آیا بهار بر می گردد؟
امیر حسین موسوی
سروش صحت در «استخر» همان رویکردی را دنبال میکند که پیشتر در آثار تلویزیونیاش نیز به چشم میخورد؛ رویکردی مبتنی بر مشاهده رفتار انسانها، نه نمایش اغراقآمیز موقعیتها. او به جای آنکه با حرکات پرزرقوبرق دوربین یا تدوین پرشتاب، ریتم مصنوعی خلق کند، اجازه میدهد روابط میان شخصیتها خود موتور پیشبرنده روایت باشند. دوربین غالباً در جایگاه یک ناظر قرار میگیرد و از دخالت مستقیم در احساسات مخاطب پرهیز میکند. این انتخاب باعث میشود طنز فیلم از دل واکنشهای انسانی شکل بگیرد، نه از تکنیکهای سینمایی.
سروش صحت در طراحی بصری موقعیتها نیز از همان اصل سادگی پیروی میکند. فضاهای داخلی، خانهها و محیطهای محدود، تنها محل وقوع داستان نیستند، بلکه به بستری برای شکلگیری سوءتفاهمها و تقابل شخصیتها تبدیل میشوند. قاببندیها اغلب بدون پیچیدگیهای فرمی هستند و تمرکز را بر رفتار شخصیتها حفظ میکنند. این اقتصاد بصری، اگرچه فیلم را از جلوههای نمایشی دور میکند، اما اجازه میدهد مخاطب بیش از هر چیز روابط انسانی را دنبال کند.
هر چند که همین محافظهکاری گاهی باعث میشود زبان بصری فیلم بیش از اندازه به قالبهای تلویزیونی نزدیک شود و ظرفیتهای سینما کمتر به کار گرفته شوند.
فیلمنامه «استخر» بر پایه یکی از قدیمیترین الگوهای کمدی، یعنی سوءتفاهم، بنا شده است. روایت با معرفی شخصیتها و روابط میان آنها آغاز میشود و سپس هر اتفاق، نتیجه منطقی تصمیمی است که پیشتر گرفته شده است. همین پیوستگی علّی باعث میشود حتی اغراقهای داستان نیز در چهارچوب جهان فیلم باورپذیر باقی بمانند. با این حال، روایت در نیمه دوم اندکی از دقت اولیه فاصله میگیرد و برخی گرهها با سرعتی بیش از حد باز میشوند. پایان فیلم نیز اگرچه کارکرد خود را در جمعبندی داستان انجام میدهد، اما به اندازه روند شکلگیری بحرانها تأثیرگذار نیست و میتوانست پرداخت عمیقتری داشته باشد.
یکی از ویژگیهای مهم «استخر»، تکیه آن بر بازی گروهی است. فیلم به جای آنکه تمام بار طنز را بر دوش یک بازیگر بگذارد، این بار را میان تمام شخصیتها تقسیم میکند. بازیها کنترلشدهاند و کمتر نشانی از اغراقهای رایج در کمدیهای تجاری دیده میشود. بازیگران بیشتر به واکنش نشان دادن اهمیت میدهند تا شوخی ساختن و همین مسئله باعث میشود روابط میان شخصیتها طبیعی جلوه کند. البته در برخی صحنهها، ریتم دیالوگها کمی کُند میشود و انرژی کمیک سکانس کاهش پیدا میکند، اما کلیت بازیها با لحن آرام فیلم هماهنگ است.
«استخر» تصویری آشنا از طبقه متوسط شهری ایران ارائه میدهد. جهانی که در آن مسائل خانوادگی، حفظ آبرو، سوءبرداشتها و تلاش برای مدیریت زندگی روزمره، مهمترین دغدغه شخصیتها هستند. فیلم تلاش نمیکند پیام اخلاقی مستقیمی صادر کند یا شخصیتها را به دو قطب خیر و شر تقسیم کند. هر شخصیت مجموعهای از ضعفها و نیتهای مثبت را با خود حمل میکند و همین نگاه خاکستری، فضای فیلم را به واقعیت نزدیکتر میکند. طنز فیلم نیز از همین نقصهای انسانی متولد میشود؛ از ناتوانی آدمها در حل سادهترین مسائل، پیش از آنکه آن مسائل به بحران تبدیل شوند.
برخلاف بسیاری از کمدیهای جریان اصلی که با شوخیهای پیاپی و ضرباهنگ بالا پیش میروند، «استخر» ریتمی ملایم و تدریجی دارد. فیلم زمان کافی برای معرفی شخصیتها و شکلگیری روابط اختصاص میدهد و عجلهای برای رسیدن به نقطه اوج ندارد. این ویژگی به شخصیتپردازی کمک میکند، اما در مقابل، در برخی بخشها باعث افت کشش دراماتیک میشود. از این رو، حذف چند صحنه تکرارشونده یا فشردهتر شدن روایت میتوانست انسجام بیشتری به فیلم ببخشد.
با اینحال، بزرگترین امتیاز «استخر» در شناخت دقیق لحن خود است. سروش صحت نمیخواهد با شوخیهای اغراقآمیز یا موقعیتهای غیرواقعی مخاطب را بخنداند، بلکه به شخصیتهایی تکیه میکند که اشتباهاتشان از جنس زندگی روزمره است. «استخر» بیش از آنکه مخاطب را با انفجارهای لحظهای خنده غافلگیر کند، او را به لبخندی آرام و مداوم دعوت میکند؛ لبخندی که از مشاهده رفتار آدمهای معمولی در موقعیتهای غیرمعمول به وجود میآید و همین، مهمترین ویژگی فیلم است.